تبلیغات
⥼شب نوشت ها⥽
⥼ Fixed post ⥽
به نام خالق شب های پر ستاره...
سلام و خوش آمدگویی و آرزوی شادی و سلامتی براتون...
اگه با محیط وب آشنایی ندارید آموزش کاملو گذاشتم تو قسمت "آشنایی با محیط وبلاگ نویسی"
قسمت "پیشهناد من" شامل سایتها و وبلاگهایی هست که شخصا دوسشون دارم بهشون سر بزنید البته بنده در برابر مطالبشون هیچ مسئولیتی ندارم..
تبادل نظر که به هر تعداد کامنت بگیرم همون قدر هم جبران میکنم البته شاید هم بیشتر...
(تمام اعمالی که انجام می دهیم، حتی اگر ذره ای و مثقالی باشد، به خودمان باز می گردد. زلزال آیه ۷)
قسمت پروفایل هم فعاله برای خوندن اینجا کلیک کنید
پ.ن:شما رو به بحث کردن درباره نوشته هام دعوت میکنم..
پست هایی که زیرش نوشتم "به قلم خودم" نوشته خودم هست و لطفا بدون ذکر نام نویسنده و منبع،کپی و منتشر نشه
Mahi

موضوعات: چه خبر؟ ،
[ سه شنبه 1 خرداد 1397 ] [ 10:59 ب.ظ ] [ mahi ] [ Comments () ]
21-چشمانت آرزوست.. :)
باور کنید كه نه در دل هوای جایی رو دارم نه در سر سودای کسی...
اما قبول کنید آدم یک وقتهایی نیاز داره کل شهر رو با یکی رکاب بزنه،لبخند بزنه و حتی اشک بریزه...
گاهی نیاز داره با یکی حرف نزنه...اره ،حرف نزنه،فقط سکوت کنه..،به چشمهاش نگاه کنه،اشک‌‌ تو چشماش دور بزنه یا که کهکشانی بخنده ولی حرفی نزنه...
آدم گاهی نیاز داره با یکی ساعتها سکوت کنه...
#mahi
"به قلم خودم"
...........................................
پ.ن:قبول دارید یا نه؟!
نظرتون چیه؟

برچسب ها: #اشک ، #لبخند ، #mahi ،
[ شنبه 8 دی 1397 ] [ 10:24 ب.ظ ] [ mahi ] [ Cm's () ]
20-خواب عجیبـ
من و او ، همان همیشگی ها ، اما همه چیز نامتعارف..
میان تمام آشفتگی و جنجال های یک بازار قدیمی ، قدم میزدیم..میگفتیم و میخندیدیم و دیوانگی میکردیم..
من مغرور محکم دستش را گرفته بودم و با لحن لج بازانه ام - که همیشه برایش تازگی داشت - گفتم:"نمیزارم بری... ن می زا رم..."
خندید و گفت :"اصلا مگه پای رفتن دارم؟! " 
یک دفعه اخمی به چهره اش نشست و رگ غیرتش ورم کرد ، ولی با لحنی که دلگیر نشوم گفت:"بهتر نبود اینجوری بیرون نمیومدی؟؟ "
 راست میگفت ، پوششم عجیب بود..
عجیب ، درست مثل مابقی آدم های شهر...
شهری که رنگ دیگری داشت ، بوی دیگری داشت ، اصلا ، حال و هوای دیگری داشت..
نمیدانم این شهر کجای جهان بود که شرع و عرف و قانون معنایی نداشت... ، 
تنها ، دوست داشتن و شادی کردن با معنا بود..آن هم به معنای واقعی اش...
آنجا چشم و دل هیچکس ، کسی جز معشوق خودش را نمیدید...
همه چیز جالب و عجیب بود.. ، 
جز
وقتی که بیدار شدم ، که یک واقعیت محض بود...
#mahi
"به قلم خودم"
..............................................
پ.ن:احساس و نظرتون رو درباره این داستان کوتاه بهم بگید
یه پادکستی هم با همین متن ظبط کردیم که احساسات متن رو بخوبی منتقل میکنه..
برای دانلود اینجا کلیک کنید.
لازم به ذکره گوینده ی متن  "شیدا لسان الصدق"
و
میکس و مستر کار هم با آقای "سعید امینی" هستش
و
نویسنده متن رو هم که دیگه میدونید...

[ شنبه 1 دی 1397 ] [ 01:17 ب.ظ ] [ mahi ] [ Cm's () ]
19-عینکـ وارونهـ
..
"هیچ چیز ارزششو نداره که اونجوری که دوست داری،زندگی نکنی!کلافگی‌هات رو بزار كنار و عینكت رو وارونه بزن..."
+ترافیکه؟!+قبول
+شاکی میشن،بوق میزنن؟!+اینم قبول
+مسخره میکنن؟!مخاطبِ انگشت اشارشون میشیم؟!
+نه! اینارو دیگه قبول نمیکنم ، بخند! بیا زیرِ بارون بخند! بیا بچگی کنیم! بیا جونم! منم دلم واسه دوییدن زیر بارون تنگ شده! میدونی بویِ نم بارون با عطر موهات معرکه میشه؟! یه کم سرمای پاییزی رو میشه با خنده‌های گرمِت تحمل کرد...
+خیلیا بهمون خیره شدن؟!
+حتی پیرزن ، پیرمرد ها هم با چشمای کَم‌سوشون،از تویِ اون اتوبوسِ دورترها،دارن ما رو نشون همدیگه میدن؟!
+بچه‌ها به مامان،باباهاشون غر میزنن که می‌خوان بیان تو بارون؟!
+ولی ببین انگار بازیر بارون اومدن ما یخ همه آب شد.
همه از اون حالِ منجمد شده‌شون بیرون اومدن و دارن تجدید خاطره میکنن.. ، با شوق‌و‌ذوق از خاطره هاشون به بچه‌هاشون میگن.. ، بعضی‌ها مثل ما ، دارن خاطره میسازن.. ، بعضی‌ها هم یادِ یه چیزهایی افتادن که ترجیح دادن زیر بارون شیشه‌ی ماشینو یه کم پایین تر بکشن و خودشون رو مهمون یه نخ سیگار یا یه موسیقی ملایم کنن! حتی پیرترها هم دارن به بهونه ما ،  با هم میخندن...
اصلا چرا همیشه ما باید با شرایط و آدما کنار بیایم؟!
یه بار خودت باش ، بزار اونا با تو کنار بیان...،اونوقت میبینی یخ همه آب شده...! :)
#mahi
"به قلم خودم"
{پ.ن:اولین تصویر نویسی - ۱۳/مهر/۱۳۹۷}

موضوعات: متن و شعر ، من نوشت ،
[ جمعه 13 مهر 1397 ] [ 11:20 ق.ظ ] [ mahi ] [ Cm's () ]
18-ساز زندگی
...
ساز زندگی‌ات را کوک‌کن،اما اگر گاهی صدایش زیر و بم شد، نترس..،آهنگ زندگی ات که یکنواخت شود دیگر شنونده ای نخواهد داشت،آخر این روزها،افراد،از تکرار بیزارند...
ساز زندگی ات را بردار و محکم در میان دستانت بگیر،مجنون وار بنواز و غرق شو در اقیانوس علاقه هایت..،از تفاوت نترس،دفتر سرنوشت هیچکس با دیگری یکسان نیست...
دیوانه وار و عاشق و بی‌سامان و دلخواه بنواز اما حال ساز زندگی‌ات را کوک کن...
هرطور میپسندی بنواز،اما خدشه ننداز بر جان این بی زبان...،آخر کهنه سازِ ترک خورده،هیچ گاه آهنگ زیبایی نخواهد نواخت...
شش گوشه‌ی حواست را جمع کن و‌طوری بنواز که از میان میلیاردها،حداقل یک نفر،بایستد و برایت کف بزند نه آنکه پس از مرگت هزاران،هزار به احترامِ ماتم كده‌ی زندگی ات،دقیقه ای سکوت کنند...
#mahi
"به قلم خودم"
ıllıllııllıllııllıllııllıllııllıllııllıllııllıllı
این هم دکلمه ی همین متن هست(برای دانلود کلیک کنید):
ıllıllııllıllııllıllııllıllııllıllııllıllııllıllı
نظرتونو راجع به متن و همچنین وکلمه بگید...مرسی

[ جمعه 6 مهر 1397 ] [ 08:32 ق.ظ ] [ mahi ] [ Cm's () ]
17-نسل بعد از ما
نسل بعد از ما اکثرا نام های تکراری دارند...
خیر!..تعصب نیست...
صرفا به خاطر معشوقِ از دست رفته‌ی پدران و مادرانشان است... 
#mahi
"به قلم خودم"
׺°”˜`”°º×׺°”˜`”°º×׺°”˜`”°º×׺°”˜`”°º×
پ.ن.: قبول دارید؟اصلا نظرتون راجع به این جمله بالا چیه؟!
واسم کامنت کنید...
مرسی

[ پنجشنبه 5 مهر 1397 ] [ 12:40 ب.ظ ] [ mahi ] [ Cm's () ]
16-چای نیمهـ شب..
چای نیمه شب چه میچسبد کنار چشم تو 
این سیاهی ها کنار هم چه رنگی میشود !؟
#ساجده_خانلری
׺°”˜`”°º×׺°”˜`”°º×׺°”˜`”°º×׺°”˜`”°º×
پ.ن:یه بیت شعر دلنشین از دوست اهل قلمم ساجده خانلری عزیز
منتظر نظرای قشنگتون هستم...

[ چهارشنبه 21 شهریور 1397 ] [ 01:46 ب.ظ ] [ mahi ] [ Cm's () ]
15-بدون عنوان:)
برای گم شدن همیشه نباید توی کوچه پس کوچه های غربت باشی.
گاهی وقت ها توی اتاق خودت، میان تک تک خاطراتت گم میشی ...!
اون وقت باید خیلی به عقب برگردی تا خودت را پیدا کنی، خیلی ...
#روزبه_معین
#قهوه‌ى سرد آقاى نویسنده
#یک_قاچ_کتاب

[ دوشنبه 12 شهریور 1397 ] [ 01:38 ب.ظ ] [ mahi ] [ Cm's () ]
14-ببین،بگرد،بپرس،بخواهـ...
دردها باید درمان شوند...هر دردی باشد...هرجوری باشد...هر شکلی باشد...باید درمان شود...!
ببین،بگرد،بپرس،پیداکن درمانت را...، بخواه...
به تسکین موقت آن راضی نشو!
هیچ کس دوبار زندگی نکرده است...!
حماقت نکن...!جز حسرت نمیماند...
#mahi
"به قلم خودم"
ıllıllııllıllııllıllııllıllııllıllııllıllııllıllı

پ.ن: درسته!دردها باید درمان بشن...اما نمیدونم چرا به تسکین موقت دردهامون راضی میشیم...
حمایت کنید...
یه دنیا ممنونتونم :)))

[ پنجشنبه 25 مرداد 1397 ] [ 01:34 ب.ظ ] [ mahi ] [ Cm's () ]
13-دفتر سفید...
سفید بودن دفتر خاطرات امسالم را  به من و تک تک برگهایش بدهکاری...
#mahi
"به قلم خودم"
mini_post :)

[ چهارشنبه 24 مرداد 1397 ] [ 01:33 ب.ظ ] [ mahi ] [ Cm's () ]
12-دختر نویسنده!
دختر ها موجودات عجیبی هستنداما دختر های نویسنده عجیب ترند.
دختری که دوست صمیمی اش کاغذ و خودکارش است
دختری که کشتی ذهن اش در موضوعات مختلف غرق شده است
دختری که افکاری تراشیده شده به دست خودش دارد 
دختری که حرف هایش را مینویسد  
دختری که در کتاب خانه ی اتاقش گم است 
دختری که با همه فرق دارد  
دختر نویسنده معجزه است
"فاطمه خواهان"
׺°”˜`”°º×׺°”˜`”°º×׺°”˜`”°º×׺°”˜`”°º×
پ.ن:یه متن واقعا زیبا از دوست اهل قلمم
این متن واقعا به دلم نشست و دوست داشتم اونو مهمون نگاه نابتون کنم...
با نظراتتون یاری کنید...
یه دنیا ممنون

[ سه شنبه 23 مرداد 1397 ] [ 01:28 ب.ظ ] [ mahi ] [ Cm's () ]
آخرین مطالب
صفحات سایت