تبلیغات
⥼شب نوشت ها⥽ - 2- من ، او ، ما
2- من ، او ، ما
چند روز میگذشت که ما دوتا از هم بی خبر بودیم...
دوریی که تو تمام این مدت سابقه نداشت...
شاید این بار واقعا تنهاش گذاشته بودم...
هیچ راهی واسه ارتباط با من نداشت...
هیچ جوری نمیتونست پیدام کنه...
اون از من بی خبر بود اما من تنها خبری که ازش داشتم اون شرح حالی بود که از خودش توی مجازی مینوشت...
طبق عادت همیشه ام تو مجازی دنبال اسمش گشتم...
فرقی نکرده بود...
دوباره بعد از چند دقیقه خواستم دنبالش بگردم...
به خودم که اومدم دیدم اسم خودمو به جای اسم اون نوشتم!!
مات و مبهوت زل زده بودم به این صفحه سرد و شیشه ای...
چرا من که همیشه از حفظ و حتی با چشم بسته اسمشو مینوشتم ، این بار اسم خودمو نوشتم؟!!
شاید من و اون ، مایی شده بودیم که من از این ضمیر "ما" فراری بودم...
"ما"یی که منش به اجبار او را ترک کرده بود...
#mahi

پ.ن:ایده این متن خیلی اتفاقی و تصادفی به ذهنم رسید...اونم ساعت 11 و نیم شب!!
بالاخره واستون نوشتمش...نظرهاتون رو درباره نگارش و متن نوشته بالا بهم بگید....
مرسی کلی..

برچسب ها: #mahi ، #من_نوشت ، #ضمیر_ما ،
[ سه شنبه 29 خرداد 1397 ] [ 11:56 ب.ظ ] [ ❖mahi❖ ] [ Cm's () ]
آخرین مطالب